
امروز دوستم بهم ی شماره تلفن دادُ گفت تلفنی فال میگیره خیلی تعریفشُ داد منم گفتم بگیرم خلاصه ظهر به جناب عشق شماره حسابشُ دادم اون طفلی پول واریز کرد بعد فالگیرم واسه ساعت ۱۰ بهم وقت داد وقتی زنگ زدم و نیت کردم و برام فال گرفت تمام فالش منفی بود گفت به جناب عشق نمیرسی و از هم جدا میشید گفت انتظارت بیهوده ست خلاصه خیلی ناراحت شدم و بلافاصله به جناب عشق زنگ زدم چون در حین حرف زدن با فالگیره اومده بود پشت خطم وقتی بهش زنگ زدم و ازم پرسید داشتی باکی حرف میزنی منم نمیخواستم دروغ بگم و براش حقیقتُ گفتم اونم کلی حرف زد و گفت اینا چرتِ و هیچکس جز خدا از آینده خبر نداره و گفت فکرتُ با این چیزا مشغول نکن و به این فکر کن که بعد از تموم شدن صفر ما عقد میکنیم و خداروشکر جناب عشق با حرفاش آرومم کرد و تونس...
ادامه مطلب