خرید بک لینک

باهاش حرف میزنم و از دلخوری دیشب بهش میگم و اون در جواب بهم میگه تو فکر کردی من ی جوون ۲۰ ساله ام که رو اعصابم میری خیلی بدم اومد از این حرفش حس کردم بخاطر اینکه سنش رفته بالا دیگه شور ُ هیجان ُ و صبرش کم شده و قراره بعدها ی زندگی تکراری بدون شور ُ هیجان باهم در کنار هم ادامه بدیم من هیچ وقت نمیخوام اینجوری باشه : (

.

.

میگه اینو یادت باشه که من توی این چند ماه هر وقت گفتم میخوام بیام هی بهانه آوردی و گفت نیا منم بهش گفتم قبلا بهت گفتم و بازم میگم که تو فقط ادعات میشه زن ها رو میشناسی .. خواستم بهش بگم چطور تو وقتی عصبی میشی ُ هر چی میگی من نباید برداشت بد کنم و درک کنم تو عصبی بود ُ ی حرفی زد اما من وقتی توی حالت عصبانت و دلخوری حرفی میزنم آنی ازم قبول میکنه و گُندش میکنه ..خواستم بگم اما نگفتم چون اگر بخواد خودش باید متوجه بشه که من واقعا دلم میخواد بیاد یا نه ..

برچسب: نویسنده: آبتین پورحسین تاريخ: جمعه 28 آبان 1395 ساعت: 7:05

صفحه بندی