خرید بک لینک

جناب عشق بالاخره اومد و تا ساعت ۱۱.۲۰ باهم بودیم اولش که با دعوا و دلخوری پیش رفت حتی من گریه کردم و ازش خواستم طبق گفته خودش همچی رو تموم کنه و بره دنبال زندگیش اما اون بجای اینکه بره و منو جایی که گفتم برسونه منو برد پاساژ فلان و برام کفش خرید ُ ی شامپو هم برای موخوره موهام و لباس زیر خوشکل به سلیقه خودش و خلاصه این همه دعوا و کدورت ها به خیر گذشت و بی نهایت خوشحالم که ختم به خیر شد چقد دلم براش تنگ شده بود دیدمش کلی ذوق کردم و دوبارم بوسیدمش اما اون اصن نبوسیدم : (.. حس میکنم جناب عشق از دخترهای خوشتیپ ُ مانتوی بیشتر خوشش میاد تا چادری بهشم گفتم گفته نه اینطور نیست اما من اینجوری فکر نمیکنم فکر میکنم دختر مانتوی که آرایش کرده و موهاشو ریخته بیرون رو بیشتر دوست داره : (

فردا به احتمال زیاد میرم پیشش امیدوارم خوش بگذره ..

برچسب: به خیر گذشت,به خير گذشت,به خیر گذشتن خواب بد, نویسنده: آبتین پورحسین تاريخ: جمعه 28 آبان 1395 ساعت: 7:04

صفحه بندی