خرید بک لینک

امروز دوستم بهم ی شماره تلفن داد ُ گفت تلفنی فال میگیره خیلی تعریفشُ داد منم گفتم بگیرم خلاصه ظهر به جناب عشق شماره حسابشُ دادم اون طفلی پول واریز کرد بعد فالگیرم واسه ساعت ۱۰ بهم وقت داد وقتی زنگ زدم و نیت کردم و برام فال گرفت تمام فالش منفی بود گفت به جناب عشق نمیرسی و از هم جدا میشید گفت انتظارت بیهوده ست خلاصه خیلی ناراحت شدم و بلافاصله به جناب عشق زنگ زدم چون در حین حرف زدن با فالگیره اومده بود پشت خطم وقتی بهش زنگ زدم و ازم پرسید داشتی باکی حرف میزنی منم نمیخواستم دروغ بگم و براش حقیقت ُ گفتم اونم کلی حرف زد و گفت اینا چرت ِ و هیچکس جز خدا از آینده خبر نداره و گفت فکرت ُ با این چیزا مشغول نکن و به این فکر کن که بعد از تموم شدن صفر ما عقد میکنیم و خداروشکر جناب عشق با حرفاش آرومم کرد و تونست از فکر حرفای فالگیره رهام کنه .. خیلی خوشحالم که باهاش صادقم و نمیتونم بهش دروغ بگم یا چیزی رو ازش پنهون کنم چون اگر بهش دروغ گفته بودم که با یکی غیر از فالگیره حرف میزدم مطمعنن تا الان ذهنم درگیر حرفای اون لعنتی بود ..

.

.

امشب تو خونه تنهام خواهر کوچیکه رفته خونه دوستش و من ی کوچولو میترسم ان شاالله که بتونم راحت بخوابم .

برچسب: فالگیر,فالگیری,فالگیر خوب در تهران, نویسنده: آبتین پورحسین تاريخ: جمعه 28 آبان 1395 ساعت: 7:05

صفحه بندی