
بالاخره رفتم کلاس عکاسی ثبت نام کردم باشد که رستگار شوم : ) از هفته جدید کلاسام شروع میشه دیشب جناب عشق به جای اینکه خوشحال بشه میگه حالا رفتی عکاسی که چی بشه آخرش چی میشه چی یاد میگیری منم بهش گفتم شاید برم دانشگاه اونم گفتم توام که هر روز میخوای ی چیزی بخونی منم گفتم ان شاالله دفترچه کنکور بیاد اونموقع مشخص میشه که چی میخوام بخونم میگه خوب پس انگار نمیخ ای ازدواج کنی منم گفتم هر کدومش زودتر اتفاق بی افته اون ُ ادامه میدم که بازم مثل همیشه مطمعنم ازدواجی در کار نیست ُ همون دانشگاه رو باید رفت ولی اینبار دانشگاه دولتی و ان شاالله ی شهر دور .. . . مامانم اینا فردا میرن و من از الان بی تاب ُ بهونه گیر ُ دلتنگ شدم ان شاالله که روزای سخت نبودن مامان زود بگذره و بسلامتی برن ُ برگردن .ان شاالله ....
ادامه مطلب
به جناب عشق گفتم دوست دارم برم کلاس عکاسی میگه خوبه میگم خوبه یعنی چی میگه یعنی باید بری دلم مبخواست بهش بگم خوب پول واسه ثبت نام میخواد اما روم نشد گذاشتم خودش بگه و بگه برو ثبت نام کن .. پسرخالم که باهاش دعوام شد و شیراز دیدیمش خیلی در حق خواهرش برادر خوبی اونقد که واقعا حسودیم میشه البته اینم بگم جناب عشقم خیلی برادر خوبیه ان شاالله خدا حفظشون کنه و ان شاالله خواهراشون قدر بدونن . من که نه از خواهر نه از برادر شانس نیاوردم : (...
ادامه مطلب