خرید بک لینک

بالاخره رفتم کلاس عکاسی ثبت نام کردم باشد که رستگار شوم : ) از هفته جدید کلاسام شروع میشه دیشب جناب عشق به جای اینکه خوشحال بشه میگه حالا رفتی عکاسی که چی بشه آخرش چی میشه چی یاد میگیری منم بهش گفتم شاید برم دانشگاه اونم گفتم توام که هر روز میخوای ی چیزی بخونی منم گفتم ان شاالله دفترچه کنکور بیاد اونموقع مشخص میشه که چی میخوام بخونم میگه خوب پس انگار نمیخ ای ازدواج کنی منم گفتم هر کدومش زودتر اتفاق بی افته اون ُ ادامه میدم که بازم مثل همیشه مطمعنم ازدواجی در کار نیست ُ همون دانشگاه رو باید رفت ولی اینبار دانشگاه دولتی و ان شاالله ی شهر دور ..

.

.

مامانم اینا فردا میرن و من از الان بی تاب ُ بهونه گیر ُ دلتنگ شدم ان شاالله که روزای سخت نبودن مامان زود بگذره و بسلامتی برن ُ برگردن .ان شاالله .

برچسب: نویسنده: آبتین پورحسین تاريخ: جمعه 21 آبان 1395 ساعت: 23:14

صفحه بندی