آگهی ُ زدم حذف کردم به اون خانمه هم پی ام دادم که فعلا نمیتونم بیام واسه آموزش ..دلم بازار رفتن ُ خرید کردن میخواد اما مانی موجود نیست : )
دیشب به جناب عشق گفتم بیا ی چند وقتی به هم زنگ نزنیم تا من کمی حالم بهتر شه که اون قبول نکرد شاید تا دیشب ناراحت بودم که چرا قبول نمیکنه اما امروز که بیدار شدم و باهاش حرف زدم خداروشکر کردم که قبول نکرد چون روزی که صداش ُ نشنوم برام سخت و بد میگذره .
برچسب:
نویسنده: آبتین پورحسین